خویشتن پردازی

شب نوشت (۴۸)

به نام ایزد یکتا مانده‌ای با بازده‌ی کاری‌ و تحصیلی‌ای که بسیار در این یکی دو هفته پایین آمده. انگار…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۷)

به نام پروردگار با خودم می‌گویم: حالا هنر است که بنویسی و احساس رهایی کنی. حالا که مخاطبین به مراتب…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۶)

به نام پروردگار این شب‌نوشت را برای پا گذاشتن روی نفس خودم و رویارویی با استرسی که پیدا کرده‌ام می‌نویسم؛…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۵)

هو الشافی به آقای فاطمی‌نیا خیلی فکر می‌کردم. خیلی زیاد. مدت‌هاست بیمار بود. من هم مطلع بودم. برای همین بیشتر…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۴)_ تصمیم‌های دشوار

به نام او تصمیم گرفتم*. و خودم باورم نمی‌شود که در نهایت این کار را کردم. امیدوارم که بتوانم مصمم…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۳)

به نام او و باز هم می‌نویسی. روزهاست که داری می‌نویسی. از خودت. از ترس‌هایت. از نومیدی‌هایت. برای خودت می‌نویسی…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۲)

به نام او چند روز پیش داشتم به آمار وبلاگ نگاهی می‌انداختم. دیدم تعدادی ورودی از سایت معلمم آقای شعبانعلی…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۱)

به نام او چند روزی است دوستانم را ندیده‌ام. درگیر کارها و مسائل گوناگون شده‌ بودم. در تنهایی غلت زدم؛…

بیشتر بخوانید »

عیدانه

به نام او می‌خواستم سراع کارهای دیگرم بروم؛ کارهایی مهم‌تر از وبلاگ نوشتن، اما دیدم ذهنم آشفته است. آرام و…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۰)_ سحرنوشت

به نام او این شب‌نوشت را آنقدر دارم دیر می‌نویسم که اسمش سحرنوشت باشد بهتر است! مغزم چندان کار نمی‌کند.…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا