-
بسم رب الشهداء روز ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ در وبلاگ پیشینم پستی در مورد رهبر شهید نوشته بودم. امشب، با قلبی که اندوه دارد و نمیداند چگونه با این اندوه پیش رود، بخش نهایی آن پست را بازنشر میکنم: و سخن آخر و لب کلام: خیلی زود دیر می شود و حقیقت اگرچه تلخ است اما اجتناب ناپذیر؛ یا ما چند روزی، چند ماه یا چند سالی دیگر زودتر از دنیا می رویم یا ایشان. چه…
-
بسم الله حدود شش ماه از آخرین پستی که نوشتم گذشت. چه مصائبی در این مدت بر ما وارد شد که خودت بهتر از من دانی. در مراسم تشییع رهبر شهید عزیز نمیتوانم حاضر باشم. حتی نشد در اندوه فراقش چیزی اینجا بنویسم. و علاوه بر نبودن در تشییع، افقی در پیش رویم نیست که چه موقع میتوانم دوباره به ایران سر بزنم. در این برهه که ننوشتم، بسیار کار کردم. بسیار؛ طوری که حتی…
-
بسم الله از ساعاتی قبل از تحویل سال نوی میلادی، صدای آتشبازی آرام آرام زیادتر میشد تا به ۱۲ شب به اوج برسد. در خانه بودم. دوستم گفت آتشبازی به دلیل آمدن باد و مسائل ایمنی مرتبط لغو شده، ولی انگار لغو نشده بود. صدایش هنوز هم میآید. در خانه ماندم و گهگاه از پنجره نورهای انفجارها را میدیدم. بعد هم که صداها فروکش کرد، پرده را کشیدم. یاد دو سال پیش افتادم. وقتی برای…