-
شب نوشت (۱۲۵)
بسم الله بیش از شش ماه از شبنوشت پیشین فاصله داریم. اما از نظر سیر حوادث، گویی شش سال گذشته.…
بیشتر بخوانید » -
دیر شد
بسم رب الشهداء روز ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ در وبلاگ پیشینم پستی در مورد رهبر شهید نوشته بودم. امشب، با قلبی…
بیشتر بخوانید » -
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
بسم الله حدود شش ماه از آخرین پستی که نوشتم گذشت. چه مصائبی در این مدت بر ما وارد شد…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۲۴)_ شب سال نوی میلادی
بسم الله از ساعاتی قبل از تحویل سال نوی میلادی، صدای آتشبازی آرام آرام زیادتر میشد تا به ۱۲ شب…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۲۳)
بسم الله کشورمان را در خطر میبینم، اما امیدوارم. نیازی به توضیح نیست. صبر کنیم و ببینیم. والعاقبه للمتقین. خداترس…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۲۲)_ شب طولانی
بسم الله شش سال پیش در چنین روزی از دکتری داروسازی دفاع کردم. پدرم گفت گذر عمر طوری است که…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۲۱)_ این بار، مفصل تر و در مورد دهه نود
به نام خدا تصمیم گرفتم امشب هم بنویسم؛ به یاد سالهای گذشته که بیشتر مینوشتم. از مسائلی که همیشه داشتهام…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۲۰)
به نام خدا طول میکشد که خود را راضی کنم که دوباره اینجا را بهروزرسانی کنم. سختم است. هر بار…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۱۹)
بسم الله میخواستم شروع به زبان آلمانی خواندن کنم. اما نشد. بخش بسیار بزرگی از ساعات من صرف کارهای عملی…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۱۸)
بسم الله بحثهای مختلفی را میتوان گشود که هر یک نیاز به فکر بیشتر دارد و بیش از یک سال…
بیشتر بخوانید »