خویشتن پردازی

کمی مانده به شب

به نام او بعد از چند هفته شب‌نوشت، اکنون پیش از نیمه‌شب می‌نویسم. زمانی که هوشیارتر هستم.  می‌دانی اکنون برای…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۶)

به نام پروردگار یاد مصاحبه‌ی آقای شعبانعلی با سه نفر از دوستان متممی افتادم. ایشان در مصاحبه از جامعه‌ی متممی…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۵)

به نام او در میان این همه پایین و بالا شدن‌ها و بدون ذره‌ای تفکر کار کردن‌ها و تلاش بی‌وقفه…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۴)

به نام او به دیدار آقایی کتاب‌فروش رفتم. یکی از دوستان انجمن ادبی باران گفت اگر می‌خواهم در مورد تاریخچه…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۳)

به نام او اصلاً شب‌نوشت را برای این آغاز کردم که هر حرف باربط و بی‌ربطی که به ذهنم رسید…

بیشتر بخوانید »

سوالاتی که در ذهنم می‌ خزند

به نام او هنوز وقت نکرده‌ام تمام اپیزود «دوباره فکر کن» پادکست بی‌پلاس را گوش دهم، اما بیشترش را گوش…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۲)

به نام او سه سال از فوت دائی مهدی گذشت. و هنوز رفتنش برایمان تازه است. چه روزهای تلخی بود. …

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۱)

به نام پروردگار روزهای سختی را می‌گذرانم. روزهایی پرفشار، اما خوب، حداقل از نظر من. کارهایی را انجام می‌دهم که…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۵۰)

به نام پروردگار به شب‌نوشت ۵۰ رسیدم. به چه چیز فکر می‌کنم؟ اول به این فکر کردم که شاید خیلی…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۴۹)_ شن های ساحلی

به نام پروردگار ذهنم آشفته است.  هرکاری را که می‌خواهم شروع کنم ذهنم به سمت کار دیگری می‌رود که می‌بایست…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا