هو الباقی از فوت عمویم نوشته بودم. مختصر. تیتروار. مثل سایر پستهای مزخرفی که این یکی دو سال اخیر نوشتهام.…
بیشتر بخوانید »دلنوشته
به نام خدا نوشتم «اگر به پدرانمان نامه مینوشتم»، چون قصد ندارم به پدرانمان نامه بنویسم. نامه نوشتن، حس ادبی…
بیشتر بخوانید »بسم رب الشهدا چهار سال پیش، در چنین دقایقی سردار حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسید. و نگویم به شهادت…
بیشتر بخوانید »بسم الله قاصم الجبارین بر سر قضیهی فلسطین چه میتوانم بگویم؟ دستم به قلم نمیرود. ماههاست که دیگر شوقی برای…
بیشتر بخوانید »بسم رب الحسین دلم میگیرد از توهینهایی که عدهای به اهل بیت (ع) و پیامبران بزرگوار به خصوص پیامبر اسلام…
بیشتر بخوانید »هو الباقی سالهای زیادی است که از آسمانی شدنت میگذرد و من نمیدانم که چرا امشب بعد از مدتها به…
بیشتر بخوانید »به نام او دوباره رخ داد: رسیدن به وقت گذشتن. بیش از دو سال پیش از «رسیدن به وقت گذشتن»…
بیشتر بخوانید »روزی دستها نقش میآفریدند. بر سطور کتابها لیز میخوردند. مینوشتند. قلممو را بر بوم مینواختند. و روزی از حرکت بازایستادند…
بیشتر بخوانید »برای تو مینویسم محمد. برای تو که دیگر آدم سابق نیستی. اکنون برای تو مینویسم، اما میدانم که چند ماه…
بیشتر بخوانید »روی سکوی سفت داروخانه نشسته است. نگاهش به روبرو خیره شده است. مادرش کنار ما میآید. از من در مورد…
بیشتر بخوانید »