-
شب نوشت (۱۰۷)_بی گروهی
به نام او در وضع عجیبی مینویسم. در حالی که ورم غدهی لنفاوی گردنم از صبح آزارم داده. در وضعی…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۰۶)
به نام او در حوالی نوروز سری به ایران و خانواده زدم. دفترم را با خودم آوردم. دفتری که بعضی…
بیشتر بخوانید » -
یادداشتی بر سال ۱۴۰۲
بسم الله الرّحمن الرّحیم در بیرون اتفاقات زیادی افتاده. در همین ایامی که من ننوشتم، آنقدر حوادث بسیار بر جهان…
بیشتر بخوانید » -
رای
به نام خدا اگر در تهران بودم، امسال در انتخابات مجلس قطعاً رای میدادم و به امیرحسین ثابتی رای میدادم.…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۰۵)
بسم الله الرحمن الرحیم از اینکه دیگر وبلاگنویسی را یکی از راههای آرام و قرار گرفتنم نمیبینم ناراحتم. جنس دغدغههایم…
بیشتر بخوانید » -
اگر به پدرانمان نامه می نوشتم
به نام خدا نوشتم «اگر به پدرانمان نامه مینوشتم»، چون قصد ندارم به پدرانمان نامه بنویسم. نامه نوشتن، حس ادبی…
بیشتر بخوانید » -
پیامی به تازه واردی که وبلاگ را می خواند
به نام حضرت دوست خوانندهی عزیز. شما به وبلاگ محمد آمدی. وبلاگ محمد وبلاگی سکولار نیست. محمد برای سکولاریسم و…
بیشتر بخوانید » -
حرف از آنها، باور از ما
به نام خدا هر نوع صبری خوب نیست و تمییز اینکه چه موقع صبر خوب است و چه موقع نه،…
بیشتر بخوانید » -
فکرها و راه ها
به نام خدا گفتم بعد از مدتی دوباره وبلاگ بنویسم. در مورد چه؟ یاد ۶ سال پیش افتادم. گفتم پستهای…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۱۰۴)
بسم رب الشهداء دیروز از معدود روزهایی بود که روی خواندن مقاله متمرکز بودم. نشسته بودم در دپارتمان. اپلیکیشن forest…
بیشتر بخوانید »