دسته‌بندی نشده

نه

بسم الله

دو سه روز دیگر، اگر اشتباه نکنم ۶ شهریور، نهمین سالی می‌شود که وبلاگ می‌نویسم. اکنون بالا رفتن این عدد تنها بهانه‌ای شده برای نوشتن چند کلمه. دیشب همین ساعات خواستم این پست را بنویسم ولی خوابم گرفت و ادامه ندادم. می‌دانم که این بیشتر یک خواب‌آلودگی عصبی بوده برای منصرف کردنم از نوشتن نه ناشی از خستگی. پس امشب کلماتی می‌نویسم. این تاریخ، نزدیک به زادروزم هم هست و بهانه را برای نوشتن بیشتر می‌کند. 

دیشب، به بسیاری از اتفاقاتی که در این ۹ سال اتفاق افتاد فکر کردم. خواستم کمی از آنها بنویسم، اما نیازی نبود. آنچه بین ما مشترک است که از آنها با خبریم. صدها نوشته‌ی دیگر وبلاگ بیانگر هم که مربوط به زندگی خودم می‌شده به موقعش در موردشان حرف زده‌ام. اگر تغییر عمده‌ای در این ۹ سال رخ داده باشد، تغییر در نگرش کلی من است که از متمرکز بودن صرف روی احساسات شخصی خودم به رسیدن به دغدغه‌های جماعت میلیونی و میلیاردی بشر بوده، به خصوص بعد از طوفان الاقصی که قریب به سه سال است از آن می‌گذرد. پیش از آن، فکر می‌کردم که سال ۹۷ و ۹۸ نقطه‌ی عطفی در زندگی‌ام بوده، چرا که از نظر فردی آن سال‌ها بر من سخت گذشت، اما حوادث بعدی که رخ داد من را هم درگیر کرد و هم به بیرون از خودم پرتاب کرد. حوادث بیرون، در زندگی شخصی من بازتاب داشت. مثالش از دست رفتن دوستی‌هایی و در عوض شکل‌گیری ارتباطاتی دیگر بود.

این نوشته را همینجا به پایان می‌برم. این یادداشت بماند به عنوان یادگاری از وبلاگ‌نویسی در نهمین سالگرد نوشتن. شبتان خوش. یا علی. 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا