بسم رب الشهداء
روز ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ در وبلاگ پیشینم پستی در مورد رهبر شهید نوشته بودم. امشب، با قلبی که اندوه دارد و نمیداند چگونه با این اندوه پیش رود، بخش نهایی آن پست را بازنشر میکنم:
و سخن آخر و لب کلام: خیلی زود دیر می شود و حقیقت اگرچه تلخ است اما اجتناب ناپذیر؛ یا ما چند روزی، چند ماه یا چند سالی دیگر زودتر از دنیا می رویم یا ایشان. چه ما زودتر از دنیا برویم؛ چه ایشان زودتر از دنیا برود، شاید در آینده افسوس بخوریم که چرا یک بار هم که شده محض رضای خدا ننشستیم و ببینیم چه می گوید. بنشینیم و حرف های و سخنرانی های مهم یا اخیر او را بشنویم؛ حداقل با این بهانه که او رهبر بزرگترین کشور شیعه جهان است، حداقل به بهانه اینکه در زندگیش تجربه های مهمی داشته و کارهای مهمی کرده، حداقل به این بهانه که چه موافق او باشیم و چه مخالف او، اکثر ما باور داریم حرف ها و افعالش با بقیه ی سیاستمداران ایران و دنیا بسیار فرق دارد. بنشینیم و بشنویم؛ پیش از آنکه خیلی دیر شود.
دیر شد رهبرم. برای ما دیر شد.
ابتدا بسیاری از یارانت را شهید کردند و پس از آن خودت را.
اما امید داریم که به زودی به دیدارت بپیوندیم، البته پس از آنکه مسببین شهادتت را به ذلت بیفکنیم.
تو هنر آن را داشتی که به آهستگی از دنیا نروی و با شهادت روی.
به ما هم این را بیاموز.
