
وقتی که عکس آقای خامنه ای را دیدید چه حسی نسبت به کل محتوای این مطلب پیدا کردید؟ با خود گفتید “دوباره یک بچه بسیجی آمده در مورد رهبرش مطلب بگذارد و عقایدش را تبلیغ کند. حیف پولی که به اینها می دهند که برای نظام تبلیغ کنند و …”؟ یا اینکه گفتید “چون در مورد رهبر کشورم که دوستش دارم پست گذاشته بقیه را می خوانم”؟ شاید هم عده ای بودند که با دیدن عکس، از روی عصبانیت، ناامیدی و بدگمانی صفحه را بستند و رفتند و از خواندن مطلب چشم پوشی کردند. نمی دانم که شما از کدام یک از این دسته ها هستید؛ شاید اصلاً از هیچ یک نیستید و تصمیم گرفتید بدون تعصب این مطلب را تا ته بخوانید؛ در آن صورت خوش به حالتان.
بگذارید حرفم را با یک مثال آغاز کنم: برای کسی که به عمرش قرآن را حتی لمس نکرده، برنداشته ببیند چه شکلی است، چند صفحه دارد، ترجمه اش چه شکل است و … آیا فایده ای دارد برود یک تفسیر سنگین قرآن به زبان عربی بخواند؟ آیا این فرد درک درستی در مورد قرآن پیدا می کند وقتی از ابتدایی ترین آگاهی ها در مورد قرآن بی اطلاع است؟ برای اشخاص هم همینطور؛ وقتی من تنها گزیده ی حرف های یک نفر را از رسانه ای داخلی و خارجی می شنوم و تحلیل (که به عقیده ی من بسیاری از وقت ها مغرضانه است) همان گزیده را از همان رسانه دنبال کنم، آیا می توانم قضاوت درستی در مورد آن فرد بکنم؟ آیا می توانم بگویم که من اصلاً حرف های او را قبول دارم یا ندارم، در حالی که اصلاً هیچ گاه وقت نگذاشته ام که عمیقاً و جزء به جزء آن سخنان را بررسی کنم؟ شاید بهتر باشد اول بدانیم اصل حرف یک نفر چه بوده، بعد برویم تحلیل آن را هم دنبال کنیم. ممکن است با این کار زندگی ما دگرگون شود. بسیاری از ما نابخردانه با خود فکر می کنیم کنیم که تحت تاثیر نگاه رسانه نیستیم و خودمان تنها با تکیه بر عقل خودمان به این نتیجه رسیده ایم که فلان آدم، آدم درستی است و دیگری انسان بدی است؛ فلان کشور بهشت برین است و کشور ما جهنم؛ مردم فلان کشور بافرهنگ اند و ما بی فرهنگ و بالعکس. به عقیده ی من چنین نیست. ما در دنیای امروزی خیلی بیشتر از آنکه می پنداریم تحت تاثیر اخبار و طرز نگاه رسانه ای که دنبال می کنیم هستیم. حتی ممکن است رسانه ای داخلی و خارجی درصد زیادی از یک خبر واحد را شبیه به یکدیگر نقل کنند و روی آن تحلیل خاصی انجام ندهند؛ حتی در این حالت هم ما ناخودآگاه تحت تاثیر نوع نگاه آن رسانه قرار می گیریم. لحن بیان و حالت چهره ی گوینده ی اخبار، ترتیب جملات، نحوه گزینش سخنان فرد برای بازگویی و … همه و همه در دید ما نسبت به فردی که اخبار در موردش سخن می گوید یا قضیه ای که اتفاق افتاده به صورت ناخودآگاه تاثیر می گذارد. حال وقتی که روی این اخبار و اطلاعات به ظاهر خام، تحلیل و تفسیر هم گذاشته شود که عیان است چقدر می تواند روی دیدگاه ما موثر باشد. مسلم است اگر شما در طول عمرتان همه ی اخبار را از بی بی سی دنبال کرده باشید جهان را طور دیگری می بینید نسبت به کسی که همه ی همان اخبار را از شبکه ی یک سیما دنبال کرده و آنچه که شما شور شور می دانید، برای دیگری شیرین شیرین می تواند باشد.
در مورد آقای خامنه ای هم همینطور است. شما حتی اگر صحبت های ایشان را بدون تحلیل خاصی از زبان خبرنگار بی بی سی گوش دهید نوع نگاهتان به ایشان متفاوت می شود نسبت به وقتی که از زبان گوینده اخبار شبکه یک سیما بشنوید. شاید خوب باشد گاهی نگاه جهت دار اخبار را رها کرده، برویم و ویدئو یا متن سخنان ایشان را پیدا کرده و بدون اینکه از زبان گوینده اخبار بازگویی سخنان ایشان را بشنویم، مستقیماً به سخنانشان از زبان خودشان گوش دهیم. خوشبختانه برخی رسانه ها (رادیویی، تلویزیونی و امروزه بیشتر اینترنتی) با وجود مغرضانه بودن بسیاری از نگاهشان به اخبار گوناگون، این امکان را هم برایمان فراهم کرده اند که سخنرانی یک فرد را کامل از زبان خودش گوش دهیم یا متن آن را کامل بخوانیم و اندکی خودمان هم تعقل کنیم تا ببینیم با خودمان چندچندیم.
و سخن آخر و لب کلام: خیلی زود دیر می شود و حقیقت اگرچه تلخ است اما اجتناب ناپذیر؛ یا ما چند روزی، چند ماه یا چند سالی دیگر زودتر از دنیا می رویم یا ایشان. چه ما زودتر از دنیا برویم؛ چه ایشان زودتر از دنیا برود، شاید در آینده افسوس بخوریم که چرا یک بار هم که شده محض رضای خدا ننشستیم و ببینیم چه می گوید. بنشینیم و حرف های و سخنرانی های مهم یا اخیر او را بشنویم؛ حداقل با این بهانه که او رهبر بزرگترین کشور شیعه جهان است، حداقل به بهانه اینکه در زندگیش تجربه های مهمی داشته و کارهای مهمی کرده، حداقل به این بهانه که چه موافق او باشیم و چه مخالف او، اکثر ما باور داریم حرف ها و افعالش با بقیه ی سیاستمداران ایران و دنیا بسیار فرق دارد. بنشینیم و بشنویم؛ پیش از آنکه خیلی دیر شود.


