به نام پروردگار چشمم به پست یک سال و اندی پیشم افتاد؛ پستی که در آخرین روزهای سربازی نوشته بودم. …
بیشتر بخوانید »خویشتن پردازی
به نام او بعد از چند هفته شبنوشت، اکنون پیش از نیمهشب مینویسم. زمانی که هوشیارتر هستم. میدانی اکنون برای…
بیشتر بخوانید »به نام پروردگار یاد مصاحبهی آقای شعبانعلی با سه نفر از دوستان متممی افتادم. ایشان در مصاحبه از جامعهی متممی…
بیشتر بخوانید »به نام او در میان این همه پایین و بالا شدنها و بدون ذرهای تفکر کار کردنها و تلاش بیوقفه…
بیشتر بخوانید »به نام او به دیدار آقایی کتابفروش رفتم. یکی از دوستان انجمن ادبی باران گفت اگر میخواهم در مورد تاریخچه…
بیشتر بخوانید »به نام او اصلاً شبنوشت را برای این آغاز کردم که هر حرف باربط و بیربطی که به ذهنم رسید…
بیشتر بخوانید »به نام او هنوز وقت نکردهام تمام اپیزود «دوباره فکر کن» پادکست بیپلاس را گوش دهم، اما بیشترش را گوش…
بیشتر بخوانید »به نام او سه سال از فوت دائی مهدی گذشت. و هنوز رفتنش برایمان تازه است. چه روزهای تلخی بود. …
بیشتر بخوانید »به نام پروردگار روزهای سختی را میگذرانم. روزهایی پرفشار، اما خوب، حداقل از نظر من. کارهایی را انجام میدهم که…
بیشتر بخوانید »به نام پروردگار به شبنوشت ۵۰ رسیدم. به چه چیز فکر میکنم؟ اول به این فکر کردم که شاید خیلی…
بیشتر بخوانید »