ادب

برای او که زنده است

دوستش داشتیم.  او مردی بود با اخلاقی خاص؛ با کلامی دل‌نشین؛ با دانشی عمیق در حیطه‌ای خاص، یعنی فوتبال. دوستش…

بیشتر بخوانید »

رادیو نارنجی کوچک

خاطرات کودکی برای من مانند فیلمی تقطیع شده به نظر می‌رسند. شاید هم بهتر باشد آن خاطرات را شبیه نوار…

بیشتر بخوانید »

آناتومی جامعه

تابستان ۹۷ بود. آن مقطع آرامش پیش از طوفان در زندگی من بود، اما خود این مسئله را نمی‌دانستم، مثل…

بیشتر بخوانید »

منِ بی سانسور

به نام پروردگار سه سال پیش و تقریباً در همین روزها، یعنی احتمالاً در حدود اواخر اردیبهشت ۹۷، در وبلاگ…

بیشتر بخوانید »

سال‌ های گذران، دوران گذران، کمی فکر و دیگر هیچ

به نام او چند شب پیش بعد از شیفت ملال‌آور و سخت سربازی و در آخر شب محسن دنبالم آمد…

بیشتر بخوانید »

کمی درباره فضیلت سکوت

به نام دانای همه چیز یک_ در داروخانه داروخانه طبق معمول شلوغ است و سر و صدای بیماران کل فضا…

بیشتر بخوانید »

کمی در مورد کتاب خوانی

به نام او ابتدا مقدمه‌ای بگویم و بعد سراغ اصل ماجرا بروم: همانطور که در مطلب قبل گفتم، منابعی که در…

بیشتر بخوانید »

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی؟

به نام او در میان ضرب‌المثل‌های ایرانی به ضرب‌المثلی بدین شکل برمی‌خوریم: «کل اگر طبیب بودی/سر خود دوا نمودی». معنی…

بیشتر بخوانید »

من به تو دل سپرده ام

به نام همان او که سال پیش دل سپردمش آغاز می‌کنم. همان ایزد یکتایی که سال پیش، بعد از این…

بیشتر بخوانید »

یادداشتی بر نقاشی «هفت سین»، اثر حسین شیخ

به نام ایزد یکتا روزی بود و روزگاری. نقاش‌باشی‌ای بود به نام «حسین شیخ». حسین یکی از شاگردان کمال‌الملک بود،…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا