ادبدل‌نوشته

جزیره سرگردانی

«شاید ریشه‎‌ی بسیاری از مشکلاتت، بسیاری از سردرگمی‌‎ها و بلاتکلیفی‎‌هایت این باشد که هنوز خود را نشناخته‌‎ای.»

این را یکی از دوستانم به من گفت وقتی که دید من آرام و قرار ندارم، مضطربم و خسته‌‎ام. شاید درست می‎‌گوید.

من می‎‌دانم دوست ندارم شبانه ‎روز در داروخانه کار کنم بدون آنکه بدانم این پول را برای چه هدفی می‎‌خواهم و بدون آنکه بدانم اصلاً برای چه باید کاری را که زیاد دوست ندارم انجام دهم.

من می‎‌دانم نمی‎‌خواهم به دنبال آمال و آرزوی بسیاری از مردم_ یعنی ثروتمند شدن که امروزه بیش از بسیاری از مسائل مهم‎‌تر در موردش کتاب نوشته می‎‌شود، سمینار برگزار می‎‌شود، و …_ سگ ‎دو بزنم.

از طرف دیگر من می‎‌دانم نمی‌‎خواهم انسانی تک‎ بعدی شوم که در درس و پژوهش نابغه است ولی در مسائلی مثل داشتن خانواده خوب، روابط اجتماعی قابل قبول، اخلاق نیکو و … کُمیتش لنگ است.

من می‎‌دانم که نمی‎‌خواهم….

من می‎‌دانم چه نمی‎ خواهم، اما نمی‎‌دانم چه می‌خواهم.

می‎‌دانم که الان در راه درستی نیستم؛ اگر مسیرم درست بود الان باید شاد ‎بودم. اگر می‎‌دانستم در راهی الهی و در سیری صحیح به سوی حق می‌‎روم، غم‎‌ها و بلاها هم برایم آن‎چنان سنگین نبود و به قول حافظ «زیر شمشیر غمش رقص کنان» می‎‌رفتم. می‎‌دانم یک جای کار دارد می‌‎لنگد.

یک چیز دیگر را هم می‎‌دانم و آن مسئله این است که من نمی‎‌خواهم افسرده باشم یا ژست افسردگی بگیرم تا روشن‎فکر به نظر بیایم. می‎‌خواهم راه درستی انتخاب کنم و در آن راه شاد باشم. افسرده و ناراحت بودن ساده‎‌ترین کارِ ممکن است؛ من به دنبال بهترین راه_که منجر به شادی و رستگاری‎‌ام می‎‌شود_ هستم نه ساده‌‎ترین راه. این مسئله‎‌ی دنبال بهترین به جای ساده‌‎ترین راه بودن را هم استادِ روانشناسی دوستم مکرراً مطرح می‎کند و من هم به آن معتقدم.

تا آخر این سال شمسی امیدوارم با لطف خدا در مورد بسیاری از جنبه‎‌های زندگیم به نتیجه رسیده باشم و بدانم که اصلاً چه می‎‌خواهم با این دو روز عمرم انجام دهم. توکل بر خدا.

پ.ن. به دنبال ویرایش، منظم و زیبا کردن این متن نیستم. این متن باید یادگار بماند برای روزهای پیش رو. روزهایی که اگرچه پیش‎‌بینی‎‌شان برایم سخت است، اما به شیرین‌‎تر بودنشان به لطف خدا امید دارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا