-
بسم رب الشهداء دیروز از معدود روزهایی بود که روی خواندن مقاله متمرکز بودم. نشسته بودم در دپارتمان. اپلیکیشن forest ام هم در حال کار بود. به استراحت رسیدم. دقیقهای سراغ واتساپ رفتم. متوجه شدم که عدهی زیادی از هموطنان_ هموطنانی که میتوانستم با آنها همدل باشم_ به شهادت رسیدهاند. آن تمرکز رفت و غمی بر دلم نشست که نمیدانم با آن چه کنم. خداوند به خانوادههایشان صبر بدهد و روحشان را همجوار ائمه علیهم…
-
محمد روفرشبافدی ۱۳, ۱۴۰۲
به یادش…
بسم رب الشهدا چهار سال پیش، در چنین دقایقی سردار حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسید. و نگویم به شهادت رسید. به شهادت رساندندش. امروز بخشی از کسانی در برابر مردم فلسطین ایستادهاند یا صحبت از آن میکنند که باید نوکر ایالات متحده بود و الیالابد نوکرش باقی ماند که ادبیات passive را بر ادبیات active رجحان میدهند. نهایت فریاد حقطلبیشان «آه. لعنت به جنگ!» است. همانطور که گفتم، دیگر برای آنها نه حرفی خواهم…
-
به نام خدا حقیقتاً نمیدانم از چه بنویسم. و اینکه نمیدانم چقدر بنویسم. از PhD؟ از زندگی در اروپا؟ از دوری از وطن؟ از چالش به چند زبان تعامل کردن؟ از افکاری که سعی میکنم عمیقترشان کنم؟ از چه؟ دوست دارید بیشتر نقاشیهای کودکانهام را بگذارم؟ یا تجربههایم را؟ میدانی؟ گاهی از آنچه به آن فکر میکردم عمیق و دقیق نمینوشتم، به دلیل خیلِ (به زعم خودشان) روشنفکرانی که دور و برم را گرفته بودند.…
