داروسازیعلم

قند و پند

به نام خدا.

مقاله زیر را برای مجله ی ریتالین که متعلق به کمیته پژوهشی دانشکده داروسازی اصفهان است به تازگی نوشتم. در این مقاله از تجربیات خود برای دانشجویان داروسازی ورودی های جدید سخن گفته ام. به دلیل اینکه مجله تنها در دانشگاه خودمان مخاطب دارد ترجیح دادم که این مقاله را در وبلاگ هم منتشر کنم؛ شاید تجربیات من از دوران دانشجویی به درد دانشجوهای ترم پایینی دانشکده های دیگر هم بخورد. حاشیه نروم؛ اگر ترم پایینی هستید توصیه می کنم مطلب زیر را بخوانید:

قند و پند!

سردبیر؛ حدود یک ماه پیش خطاب به دانشجویان در کانال تلگرامی ورودی ۹۱: سلام بچه ها

کسی هست که به عنوان یک سال بالایی وکسی که تجربه داره بخواد در مورد مشکلات یا تجربیات خنده دار، جالب، ناراحت کننده یا آموزنده که توی داروخونه یا دوران دانشگاه باش مواجه شده مطلبی بنویسه؟

*توی قالب طنز، کنایه، دردودل، انتقادی، اجتماعی، اقتصادی  یا …

اگر کسی مایل بود بنویسه و مطلبش چاپ بشه یه اطلاع به من بده

من؛ همون یک ماه پیش: تجربیات خنده دار، جالب، ناراحت کننده و آموزنده در دوران دانشجویی؟ یعنی همه ی این صفات رو یک تجربه داشته باشه؟ مگه میشه؟ مگر داریم؟ وقتی سر جلسه ی یکی از آخرین امتحانات ترم دوران دانشجویی نشستیم، متوجه شدیم یک تجربه می تونه تمامی این فاکتورها رو داشته باشه. فرض کنید شما دو سه روزه دارید خودتون رو برای امتحان یک درس آماده می کنید؛ میرید سر جلسه ی امتحان، جایی که برگه پاسخنامه تون رو گذاشته اند میشینید. اسمتون رو چک می کنید؛ ظاهراً همه چی مرتبه. بعد چند دقیقه استاد مشغول توزیع برگه ی سوالات میشوند. برگه رو برمی دارید: بالاش اسم همون درس نوشته شده، تا اینجاش درست، اما هرچه برگه رو زیر و رو می کنید می بینید که چشمتون انگار با هیچ کدوم از این سوالات آشنا نیست. این سوالا چیه؟ مربوط به دامپزشکیه؟ در مورد آناتومی اسبه؟ فیزیک کوانتومه؟! کجا بودند این سوالا؟! مگه من درس رو درست نخونده بودم؟ نکنه منبع استاد یه چیز دیگه بوده و من اشتباهی یه چیز دیگه خونده ام؟ احتمالا مشکل از من بوده. یه کم به برگه زل می زنم و سرم رو می خارونم. خدایا چرا همچی شد؟ یه نگاهی به این ور اون ور می اندازم و می بینم انگار تنها نیستم. هیچ کس تنها نیست! رفته رفته سر و صدای بچه ها بلند میشه. یکی از مسئولین می فرمایند: “هیسسس، ساکت باشید، جلسه امتحانه. اگر مشکلی هست بعداً با استاد صحبت کنید”. یکی از بچه ها میگه: “مگه ما برده ایم این طور با ما رفتار می کنید؟” و من ناخودآگاه یاد برده های بی جون و قوه ی بازی جنگ های صلیبی میفتم. پس از امتحان با استاد صحبت شد و گفتیم: “مشکلی هست” و ایشون بیانات دانشجویان را رد کرده و فرمودند: “مشکلی نیست” و برای ما مشکل ایجاد شد! بله داریم؛ تجربه رو میگم. یه تجربه می تونه هم خنده دار باشه و هم ناراحت کننده و هم آموزنده؛ نه فقط اینها، می تونه معجونی از همه ی صفت هایی باشه که توی لغت نامه ی دهخدا پیدا می کنید. دارم فکر می کنم. مشکل از من و توئه؟ مشکل از اساتیده؟ از دانشگاهه؟ از سیستمه؟(مسئولین هر وقت مشکلی رو بلد نیستند برطرف کنند با گفتن این که مشکل از سیستمه و تقصیر ما نیست خیال خودشون رو راحت می کنند؛ کلاً کلمه ی خوبیه، برای آینده کاریتون این کلمه رو بلد باشید.) نه، مشکل نه از یکی از این ها، بلکه مشکل از من و تو، از اساتید، از دانشگاه و خلاصه بگم از همه چیزه؛ من و تو هم شاید به همون اندازه که بقیه چیزا رو عامل مشکلاتمون می دونیم، در ایجاد مشکل برای خودمون دخیلیم. بازم فکر می کنم: آیا فقط مشکل من در دانشگاه همین یک امتحان بود؟ دیگه مورد خاصی نبود؟ نه، این تنها مشکل نبود. یادم میفته چقدر زیادند درس هایی که درست تدریس نشدند ولی امتحانش رو دادم؛ درس هایی که خودم گفتم حالا فعلاً حذفش کن بذار بعداً بخون و نخوندم؛ درس هایی که اساتید هریک برای بخش خودشون یه منبع معرفی می کردند و الان اگه بخوام مرور کنم تازه باید برم منبع دیگری براش پیدا کنم که قابل فهم باشه و بخونم. مشکل اینه که بعد چند سال بفهمم که الکی “دکتر” صدام می کنند، اما از بسیاری از چیزهایی که باید سردربیارم مطلع نیستم.

غیر از مسائل درسی، مسائل زیاد دیگری در ایام دانشجویی برام اتفاق افتادند که اگر در زمان به عقب برگردم طور دیگری باهاشون برخورد می کنم. طبیعیه؛ من نمی تونم خیلی از چیزها رو واقعاً تغییر بدم، اما در برابر بخشی از مشکلات که می تونم کاری براش بکنم مسئولم. پس بله؛ من هستم خانم سردبیر. من برخی از مسائلی که مهمه و فکر می کنم برای بیشتر بچه ها اهمیت داره رو می نویسم؛ البته مخاطب اصلی این نوشته دانشجویان ترم های پایین و جدیدالورود خواهند بود. من نظرات شخصی خودم رو می نویسم؛ ممکنه نظر خواننده ها با من فرق کنه و درست تر از نظرات من باشه؛ پس بهشون بگید بدون تفکر، حرف هایی رو که می زنم قبول نکنند.

سردبیر: بی زحمت تا قبل ۲۰ مرداد متن اصلاح شده اش رو برای من بفرستید.

من: اوکی. بفرمایید: قند و پند.docx:

برای اهالی درس، یادگیری و رقابت درسی (توصیه های درسی):

  • لزوم برنامه ریزی دروس رشته ی داروسازی واقعاً سنگینه. ممکنه این سنگینی در ترم های اول خیلی خودش رو نشون نده، اما با گذر دوسه سال حتماً این سنگینی رو حس می کنید. حقیقت اینه که بیشتر افراد در زندگی اهداف مشخص ندارند یا اگر دارند به صورت مکتوب ندارند، اما شما سعی کنید ارزش ها، مقاصد و هدف های خودتون رو از زندگیتون بدونید و حتماً اونا رو یادداشت کنید و بر این اساس برای خودتون برنامه ریزی کنید. ممکنه اطرافیانتون رو ببینید که برخی به شدت درس می خونند و برخی دیگر به زور واحدها رو پاس می کنند. شما کاری به اون ها نداشته باشید و خودتون برای خودتون تصمیم بگیرید. با مشخص کردن اینکه از زندگی چی می خواهید می تونید زندگیتون رو تنظیم کنید و بر این اساس میزان درس خوندن، ورزش، تفریح و پرداختن به کارهای دیگر رو تنظیم کنید. راستی با بولت ژورنال۱ آشنا هستید؟
  • تاپ استیودنت؟! یادمه یکی از دانشجویان ورودی های پایین تر از ما از من (آدم قحطی بود؟!) پرسید که چکار کنم که از رتبه های برتر ورودی مون باشم و من که اون موقع شرایط درسی ام بهتر از الان بود ازش پرسیدم اصلاً برای چه می خواهی دانشجوی برتر بشوی؟ اگر دانشجوی برتر کلاس هستی خیلی خوب است، اما اگر نیستی ضرورتی هم ندارد حتماً بشوی! ۲ به خصوص برای دوستان جدیدالورود می گویم: با خودتون رقابت کنید و سعی کنید هر روز کمی بهتر از دیروز باشید. جو رقابتی مسخره ی کنکور سراسری را فراموش کنید. شما در دنیا هیچ چیز خوبی را بدون قربانی کردن یه چیز خوب دیگر به دست نخواهید آورد. مراقب باشید در راستای کسب معدل بهتر، دانشجوی برتر بودن و شاید به گمانتان آینده ی بهتر، ارزش ها، اخلاق و سلامتی خود را قربانی نکنید.
  • تک بعدی نبودن ممکنه به دلیل حجم سنگین درس ها، با خود بگید:”فعلاً وقت درس است. در آینده می توانم ورزش کنم، هنر مورد علاقه ام را بیاموزم، فلان و بهمان کنم و …”، اما واقعیت اینه که اگر الان نتونید حداقلی از زمان خود را به تفریح، ورزش یا کار مورد علاقه ی دیگر سوای درس اختصاص بدید، در آینده هم به احتمال زیاد نمی تونید چنین کنید یا اگر هم بتونید مانند دوران دانشجوییتان ارزشمند نیست، چرا که فرصت یادگیری زیادی را در بهترین سال های جوانی خود را از دست داده اید. به خصوص نقش ورزش رو در جلوگیری از آسیب های روحی و جسمی آینده فراموش نکنید.
  • لزوم دروس مهم را خواندن یک سری از دروس هستند که اگر درست مطالعه نکنید واقعاً داروساز به درد بخوری نمیشید؛ مثل فارماکولوژی، درمان، کارآموزی، بخش هایی از دروس فارماسیوتیکس و برخی از دروس اصلی دیگر. ممکن است بخش هایی از این دروس اصلاً مطابق انتظار شما تدریس نشوند و سر کلاس یاد نگیرید. سعی کنید وقتی فرصت آزاد پیدا می کنید منبع مناسبش رو با مشورت با اهالی فن پیدا کنید و خودتون بخونید. در ازای این دروس مهم، تعداد زیادی از دروس (به خصوص برخی دروس دو سال اول) هستند که ارزش وقت گذاشتن زیاد ندارند. خودتون بر اساس اهدافتون می تونید تشخیص بدید چه درس هایی مهم هستند و چه درس هایی مهم نیستند.
  • لزوم مطالعه مطالب دیگر شما هرچقدر هم در داروسازی خبره ای باشید، اگر در موارد دیگر، به خصوص در جهت مهارت های زندگی و روابط اجتماعی، مطالعه نداشته باشید و هیچ مطلبی غیردرسی مطالعه نکنید، بسیار احتمال کمی داره که انسان موفقی بشید. سعی کنید به تناسب علاقه و همچنین برحسب ضرورت کتاب هایی که میدونید ممکنه روی زندگیتون اثر مثبت بذاره رو مطالعه کنید و این چند سال فرصت رو برای یادگیری مطالب درسی و غیردرسی ضروری رو از دست ندید.
  • زبان در طول این چند سال سعی کنید حداقل زبان انگلیسی رو به خوبی یاد بگیرید یا اگر فکر می کنید به این زبان مسلط هستید از مرور و یادگیری مجدد طفره نروید. یادگیری زبان انگلیسی هم کمک می کنه که در آینده هنگام مطالعه ی منابع اصلی عذاب نکشید و هم در زندگی شخصی خودتون بسیار به کار میاد.
  • آینده ممکنه شما به درس طوری علاقه داشته باشید که قصد این رو پیدا کنید که ادامه تحصیل بدید و برای همین در جهت بهبود معدل، نوشتن مقاله و … تلاش کنید، اما شرایط طوری یپش بره که نتونید بخشی از این امتیازات رو به خوبی کسب کنید. اگر موارد بالا رو رعایت می کنید نگران آینده نباشید. سعی کنید به عنوان یکی از اهای درس معدلتون نسبتاً خوب باشه؛ اما اگر در عین تلاش، گاهی جایی کم آوردید، مشکلی براتون پیش اومد و شاید تعدادی از واحدها رو افتادید، آسمون به زمین نمیرسه. کاری که فکر می کنید صحیحه رو انجام بدید و نتیجه رو به خدا بسپارید.

برای اهالی بی علاقه به درس!

  • جلوی ضرر رو هرجا بگیری منفعته اگر دانشجوی سال اول یا دوم داروسازی هستید و احساس می کنید که به درس یا به شغل داروسازی اصلاً علاقه ندارید، و در عین حال مطمئن هستید که از یکی دیگر از رشته ها (مثلاً پزشکی) خوشت میاد و میدونی که در اون رشته آینده ی بهتری می تونی داشته باشی، و اگر شرایط تغییر رشته رو داری (از قبیل رتبه ی مناسب در کنکور برای این تغییر)، این شجاعت رو داشته باش که رشته تون رو تا دیر نشده تغییر بدید. متاسفانه ما در سن خیلی پایینی انتخاب رشته می کنیم و خیلی از واقعیات رو جلوی چشم خودمون نمی بینیم. ممکنه کسی که داروسازی می خونه نظرش بعد یکی دو سال درس خوندن عوض بشه. صحبتی که دارم اینه که نشینید با خودت فکر کنید من یکی دو سال از عمرم رو صرف کرده ام، حالا که بخشی شو خونده ام بقیه اش رو هم بخونم حتی اگر خوشم نیاد. به نظر من یکی دو سال رو نادیده بگیرید و برید دنبال رشته ای که بهش علاقه دارید و میدونید که آینده بهتری در اون شغل خواهی داشت. البته برای این کار باید به خوبی مشورت کنید و همه جنبه های رشته و شغل دیگر رو در نظر بگیرید.

برای اهالی پژوهش

  • ناامید نشید اگر واقعاً به پژوهش علاقه مند هستید یا اینکه می خواهید قبل از انجام پایان نامه تون امتحان کنید که ببینید اصلاً به پژوهش علاقه دارید یا نه، چالش های زیادی خواهید داشت. خیلی خلاصه بگم: اگر نتونستید بعد از گذشت یکی دوسال پیگیری کاری پیش ببرید، ناامید نشید و همچنان پیگیر باشید. حیطه مورد علاقه تون رو پیدا کنید و به اساتیدی که حوصله و وقت بیشتری دارند مراجعه کنید. من گمان می کنم احتمال اینکه در طول ترم های اول اساتید شما رو در یک طرح تحقیقاتی خوب شریک کنند کمه، هرچند در یکی دو سال اخیر بستر بهتری برای انجام پژوهش های دانشجویی توسط کمیته فراهم شده.
  • اهمیت یادگیری و حفظ اخلاق در پژوهش اگر به هر دلیلی (مثلاً به دلیل میل به ادامه تحصیل) قصد دارید چند کار پژوهشی داشته باشید، به دنبال این نرید که با هر روشی تعداد مقاله هاتون رو بالا ببرید. اگر مشارکت شما در کارهای تحقیقاتی همراه با یادگیری نباشه، در نهایت براتون فایده ای نخواهد داشت.

برای اهالی مذهب و اخلاق:

  • چالش ها اگر شما از یکی از افرادی هستید که به دینتون پایبندید؛ یا اینکه جدا از مذهب به برخی از اصول اخلاقی اعتقاد دارید، انتظار نداشته باشید که در دانشگاه مورد تشویق قرار بگیرید. امکان داره تعدادی از دانشجویان دیگر شما رو به خاطر اعمال مذهبی مثل نماز خوندن، روزه گرفتن، رعایت حجاب (برای خانم ها) یا … مسخره بکنند و طوری با شما رفتار کنند که احساس بکنید شما رو یک احمق می دونند. این مسئله برای افرادی که درس می خونند هم ممکنه پیش بیاد و بعضی افراد اونها رو به خاطر تلاش زیادی که می کنند دست بیندازند. شما در هر حال سعی کنید توجه نکنید و کاری رو که صحیح می دونید ادامه بدید، صبر داشته باشید و سعی کنید بدرفتاری ها باعث نشه به همه سوءظن پیدا کرده یا کلاً ارزش هاتون رو کنار بگذارید.
  • دوستی ها ممکنه ارزش های زندگی شما چیزهایی باشه که برای افراد دیگر کاملاً بی معنا باشه. سعی کنید دوستانی انتخاب کنید که در ارزش ها با شما مشترک باشند، یا اینکه شما رو به خاطر اون ارزش ها مسخره نکنند و به راحتی پذیرای شما، یعنی خود واقعی شما، باشند.

برای شاکی ها

  • انتقاد ممکنه شما هم یکی از صدها دانشجویی باشید که از دست اساتید، دانشگاه و … شاکی هستند. سعی کنید از افرادی نباشید که فقط غر می زنند و در جمع دوستانشون از یک استاد یا یک مسئول انتقاد می کنند، بلکه تلاشتون بر این باشه که انتقاد رو به گوش اون فرد برسونید. پس بر شما باد انتقاد کردن؛ انتقاد همراه با حفظ احترام و رعایت اخلاق در انتقاد (البته ظرفیت فردی که انتقاد می خواهید ازش بکنید رو در نظر گرفته و تبعات احتمالی رو هم بپذیرید) چرا انتقاد؟
    • عدم اطلاع ممکنه یک استاد، یک مسئول یا … یه کاری رو از نظر شما دانشجوها داره اشتباه انجام میده، اما از نظر خودش کاملاً اون کار صحیحه. تنها با انتقاد و رودررو صحبت کردن با اون فرد شما می تونید آگاهش کنید که یه مشکلی در کارش وجود داره.
    • عدم توان یا فرصت کافی برای اصلاح این مسئله در مورد یکی از اساتید ما صدق می کرد. ایشون کتابی نوشته بودند که فهمش بسیار سخت بود. بسیاری از بچه ها از این کتاب انتقاد می کردند ولی به خودشون چیزی نگفته بودند، تا اینکه یکی از دانشجویان که پیگیری کرد متوجه شد که استاد از مشکل آگاه هستند، اما برای اصلاح اون مشکل فرصت کافی ندارند و این کار نیاز به همکاری چند نفر داره. در این مواقع شما می تونید کاری در جهت بهبود مسئله انجام بدید.
    • حکایت قطرات آب و سنگ ممکنه نسبت به بعضی از مسئولین اعتراض داشته باشید؛ خودشون هم از نادرستی کارشون مطلع باشند، اما اقدام به اصلاح نکنند. البته این مورد به نظر من کمتر اتفاق میفته، اما نمونه هاش رو تجربه کرده ایم. مطمئن باشید اعتراض و پیگیری اگر ادامه داشته باشه در نهایت می تونه منجر به تغییرات مثبت، هرچند اندک، بشه، مثل قطرات آب که در طول سال ها (!) بالاخره سنگه رو آخر سوراخ می کنند؛ ممکنه خیرش به شما نرسه، اما شامل حال دانشجوهای سال های بعدی بشه.

برای داروخانه بروها!

  • اَمون بده! ممکنه بهتون بربخوره اما من این رو دوستانه بهتون میگم. خداییش حداقل وقتی زیر ترم شش و هفت هستید داروخانه نرید. نکنید این کار رو! البته منظور من کار کردن در داروخانه به عنوان قائم مقامه؛ اگر داروخانه میرید تا یاد بگیرید طوری نیست (هرچند برای ترم زیر ۶ این کار هم به نظر من اتلاف وقته). به نظر من بهترین موقع برای شروع به داروخانه رفتن از اواسط ترم ۹ هستش (البته طبق برنامه ی درسی فعلی دانشکده این مسئله رو میگم). ببینید اگر خیلی زود کار در داروخانه رو شروع کنید این مشکلات پیش میاد: اعتبار خودتون رو به عنوان یک داروساز زیر سوال می برید چون خیلی از مطالب ضروری رو نمیدونید، به علاوه ی اینکه تا بیایید به قول خودتون تجربه کسب کنید کلی از مردم رو موش آزمایشگاهی خودتون می کنید.

حرف های اصلی رو زدم، هرچند خیلی از حرف ها ناگفته موند. مجبورم دیگه بساط پند رو جمع کنم و چند تا حرف مهم آخر رو یکجا و درهم برهم بگم: سعی کنید میانه روی رو رعایت کنید؛ نه درس خوندن رو رها کرده و خودتون رو به بی خیالی بزنید؛ نه طوری درس بخونید و استرس امتحانات رو داشته باشید که افسرده و مریض بشید. مراقب ارزش ها، اخلاق و شخصیت خودتون باشید. اگر لقب دکتر بیاد قبل اسمتون، پول پارو کنید و بهتون احترام بگذارند، اما صفات خوب اخلاقی و ارزش هایی که قبل دوران دانشجوییتون داشتید رو از دست بدید، یک بازنده ی تمام عیارید. در این دوران نقص ها و کاستی ها ممکنه زیاد باشه و تصوری که قبل از ورود به دانشگاه دارید با واقعیتی که می بینید ممکنه اصلاً جور درنیاد. برای اینکه بتونید از این دوران لذت ببرید لازم نیست همه چیز عالی باشه؛ گاهی وقت ها برای لذت بردن چاشنی نمک و فلفل و یک قاشق اغماض۳ لازمه. سعی کنید در همین شرایط هم به خوبی عمل کنید تا در آینده حسرت از دست رفتن این روزها رو نخورید. دوران دانشجویی خیلی کوتاهه؛ برای ما دانشجوهای داروسازی اگر چه دوران سختیه و روزهای دشوارش، مثل ایام امتحاناتش کشششش میاد، اما وقتی که به انتها رسید می بینید که واقعاً کوتاه بوده. امیدوارم دوران دانشجویی خوبی داشته باشید.

پانوشت:

۱- به این سایت سر بزنید: http://bulletjournal.com. در گوگل هم به فارسی و انگلیسی “بولت ژورنال” رو سرچ کنید. ان شاءالله به زودی مطلبی مفصل در این باره در وبلاگ منتشر خواهم کرد.

۲- یکی از سخنرانی های دکتر فرهنگ هلاکویی را گوش می دادم که می گفت:”خوب خود باش، بهترین نباش. بهترین بدبختی است. اگر شرایط طوری بود که بهترین در حوزه ای بودی خیلی خوب است، اما اگر نیستی خودت را به دردسر نینداز تا بهترین شوی.” (نقل این سخن به منزله ی تایید سخنان دیگر ایشان از جانب نویسنده نیست.)

۳- “من نقاشی می کنم. شعر می خوانم. و یکتایی را می بینم. و گاه در خانه غذا می پزم و ظرف می شویم. و انگشت خودم را می برم. و چند روز از نقاشی باز می مانم. غذایی که من می پزم خوشمزه می شود به شرطی که چاشنی آن نمک باشد و فلفل و یک قاشق اغماض.” نامه ای از سهراب سپهری به احمدرضا احمدی. بر گرفته از”سهراب سپهری، شاعر و نقاش” انتشارات امیرکبیر، به کوشش لیلی گلستان

نوشته های مشابه

‫۳ دیدگاه ها

  1. سلام و وقت بخیر جناب روفرشباف.امیدوارم خوب باشید.
    ممنونم از اینکه این مطالب رو به اشتراک گذاشتید.من از تابستان امسال کنکوری خواهم بود و در پی کشف علایق خود هستم تا هدفی رو انتخاب کنم برای رسیدن به ان هدف تلاش…من همیشه بین پزشکی و داروسازی مردد بودم و البته هنوز هم هستم…ولی خب به نظرم باید دست از این تردید ها بردارم و تلاش رو بیشتر کنم شاید سال بعد جوابی بیابم…با تشکر

    1. سلام.
      تا فرصت دارید با یک یا چند نفر پزشک و داروساز که با خلقیات شما آشنا هستند مشورت کنید و در صورت امکان بودن در محیط کاری آنها را هم تجربه کنید؛ یعنی به بیمارستان و مطب و داروخانه آشنایانی که دارید (در صورت امکان) بروید و ببینید این افراد در محیط کار چه می کنند و ببینید اصلاً کار در آن محیط ها را دوست دارید یا نه. در ضمن، رشته های دیگر را هم مد نظر قرار دهید. ممکن است در بین رشته هایی که خیلی طرفدار ندارند رشته ای بیابید که آن را دوست داشته باشید.
      موفق باشید و سال خوبی داشته باشید.

      1. متشکرم از راهنماییتون آقای دکتر.بله مادرم پرستار هستند و به همین خاطر بسیار به بیمارستان رفته ام و شرایط را دیده ام….متاسفانه مادرم از شرایط این روزهای پزشکان و کلا کادر درمان گله می کنن حتی از داروسازی و سخت بودن مسیر گرفتن مجوز و این باعث تردید من شده است. ولی با این حال من علاقه مندم.
        سال خوبی برای شما نیز ارزومندم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا