شب نوشت

شب نوشت (۸۲)

به نام خدا بعضی از افکار این چند وقتم را به ترتیب زمانی (از کهنه به نو) می‌نویسم: بعد از…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۸۱)

به نام او با خود فکر می‌کنم که آیا این سطح از تنهایی عادی است؟ هم در دوری فیزیکی از…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۸۰)

به نام پروردگار این اولین بار است که نسبت به آمدن دهه‌ی فجر حس دارم، آن هم حسی مثبت. پیش…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۷۹)

بسم رب الحسین  دوباره به نوشتن شب‌نوشت برمی‌گردم. جسته گریخته و نامنسجم. اگر ذره‌ای از این امیدی که این چند…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۷۸)_ کار در ایران

به نام او از روزی که تصمیم گرفتم در مورد تاریخ و فرهنگ ایران مطالعات بیشتری داشته باشم حدود سه…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۷۷)

به نام پروردگار کارهای زیادی را روی کاغذ نوشته‌ام که انجام دهم. کتاب‌های زیادی باقی مانده برای خواندن. اقدامات خوب…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۷۶)

به نام او با بستن لینکدین، عملاً از همه‌ی شبکه‌های اجتماعی بیرون آمدم. حدوداً هفته‌ای یک بار به گودریدز سر…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۷۵)

به نام پروردگار اطمینان نداشتن به فکرهایی که دارم؛ حرف‌هایی که می‌زنم و … ذهنم را آزار می‌دهد. ذهن من،…

بیشتر بخوانید »

شب‌نوشت (۷۳)_ کمی از خودم، کمی از شنیدن حرف دیگران و کاستن از پیش‌داوری

پیش‌گفتار: احتمالاََ این مطلب برای کسی که من را مدتی است می‌شناسد جالب باشد. برای کسانی که اولین بار این…

بیشتر بخوانید »

شب نوشت (۷۲)

به نام خدا در دوره‌ی Psychological first aid در کورسرا از Dr. George Everly آموختم که تجربه‌ی افسردگی در آدم‌های…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا