تبریک میگویم محمد. به شمارهی سیم شبنوشتهایت رسیدی. اگر شبنوشت هر عنوان دیگری داشت به سیام نمیرسید. شبنوشت هم موضوع…
بیشتر بخوانید »خویشتن پردازی
تصمیم گرفتم به پدر و مادرم بیشتر محبت کنم، حتی اگر سختم باشد. نمیخواهم روزی افسوس محبتهایی که میتوانستم بکنم…
بیشتر بخوانید »همانطور که گفتم درگیر اصلاح مقالهای هستم که صدها ساعت رویش وقت گذاشتم. از نظر من مقاله نوشتن بیش از…
بیشتر بخوانید »به نام او حجم تحقیری که در این یک ماه توسط یکی از اساتید دانشگاه به من وارد شد به…
بیشتر بخوانید »آب در زایندهرود جریان دارد. البته برای چند روز. به آب روان مینگرم، اما به این فکر نمیکنم که چند…
بیشتر بخوانید »دوست دارم پیش از مرگم جهان را بهتر بفهمم. این حرف بدین معنا نیست که ما آدمها خیلی چیزها راجع…
بیشتر بخوانید »چه شده بود که از آخر شهریور سال ۹۸_ زمانی که آپاندیسم را عمل کردم_ تا اواسط آبان احساس آرامشی…
بیشتر بخوانید »امروز دوباره دانشگاه رفتم. دیر به دیر میروم. به قصد کتابی که قرار است تالیف کنیم رفتم. تصمیم گرفتم حال…
بیشتر بخوانید »دیشب که تیم ملی به جام جهانی قطر صعود کرد تلویزیون با چند نفر مصاجبه کرد. یکیشان شبیه دکتر صدر…
بیشتر بخوانید »و اکنون از خانه مینویسم. از روی تختم. آبلوموفوار. خیلیها میگویند تختتان را فقط برای خواب در نظر بگیرید. رویش…
بیشتر بخوانید »