-
به نام پروردگار در چند هفتهی اخیر بیشتر از قبل به مسائل مالی فکر کردهام. حقیقتاً فکر میکنم کمی دیر شروع به فکر به این مسائل کردهام، ولی نمیتوانم خودم را مجکوم به بیفکری کنم. در ذهن منِ دانشجو، آنچه که اهمیت بیشتری داشت یادگیری و تجربهاندوزی بود. در حقیقتِ زندگیِ منِ سرباز امکان کسب درآمد بیشتر وجود نداشت. اما در ذهنِ من پس از سربازی هم کماکان همان شوق یاد گرفتن به پول بیشتر…
-
به نام او پستی از شاهین کلانتری را داشتم نگاه میکردم. و به پست خودم راجع به علل وبلاگنویسیام که اکنون حال خواندن آن به طور کامل را نداشتم نگاهی انداختم. اکنون بیشتر وبلاگ مینویسم و کمتر به چراییاش فکر میکنم. گهگاهی که هوس نوشتن به سرم میزند سر و کلهام اینجا پیدا میشود. گهگاهی هم تنها مامن من تکه کاغذهایی هستند که رویشان پر از دستخط خرچنگ قورباغهی من است. این تردیدهایی که من…
-
به نام حضرت دوست سال پیش این موقع سرباز بودم. سختترین ماههای سربازیم را میگذراندم. ماه رمضان بود و من هر روز شیفت داشتم؛ هر روز، بدون حتی یک روز مرخصی. مردم دم اذان مغرب به داروخانه میآمدند و اگر کمی معطل میشدند اعتراض میکردند. سال قبلش هم اراک بودم و ماه رمضان را در اتاق تنگ درمانگاه سپری کردم. قبلش هم که دانشجو بودم و درگیر هزار فکر و کار مختلف. در رمضان ۹۸…