خویشتن پردازی

تو کار می کن

هو الغنی گاهی آدم یادش می‌رود چه مسیری را طی کرده و چه افکاری در سر داشته که به اینجا…

بیشتر بخوانید »

اکنون…

بسمه تعالی هرچند وقت یک‌بار پستی از شرایطم می‌نویسم. اینکه در کجا هستم؛ چه فکرهایی در سر دارم و …البته…

بیشتر بخوانید »

از لوازم نوشتن

من در ایام سربازی بیشتر لمس کردم که چرا عده‌ی بسیاری آنچه را که دوست دارند دنبال نمی‌کنند: غم نان.…

بیشتر بخوانید »

شرح آنچه می گذرد

بازار بسته اراک. عکس را در روزهای اولی که به اراک رفته بودم و در روز جمعه گرفتم. به نام…

بیشتر بخوانید »

اکنون که این چنین کردم

بیش از یک سال پیش پرسیده بودم که “اکنون چه کنم؟” اکنون که این چنین کردم و آن چنان نشد…

بیشتر بخوانید »

شراب تلخ حقیقت

به نام او گاهی وقت‌ها آدم از کسی و در جایی حرف‌هایی می‌شنود که انتظارش را ندارد؛ حرف‌هایی که عمیقاً…

بیشتر بخوانید »

شرح ماوقع

شرح ماوقع در ایام پیش از پسا کرونا یا در همان پس از پیشا کرونا پیش‌گفتار اول: متن زیر را…

بیشتر بخوانید »

روزگار کودکی

خانه‌ی اولی که پدر و مادرم در اصفهان خریدند در کوچه‌ی آقلور سابق و کوچه‌ی شهید هاکوپیان فعلی قرار داشت.…

بیشتر بخوانید »

کار و بیکاری

چند روزی از جلسه‌ی دفاعم می‌گذشت. بیکار شده بودم و داشتم از این‌ بیکاری رنج می‌بردم. چند روز قبلش که دفاع…

بیشتر بخوانید »

بازگشت به تنظیمات کارخانه

گویا هرچقدر هم کرونا و خونه‌نشینی در پی اون بد بوده؛ زندگی‌ها رو مختل کرده، کار و کاسبی‌ها رو کساد…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا