-
شرح ماوقع در ایام پیش از پسا کرونا یا در همان پس از پیشا کرونا پیشگفتار اول: متن زیر را برای یک مسابقه که در دانشگاهمان برگزار شد فرستادم. پیش گفتار دوم (متعلق به خود متنی که در مسابقه فرستادم): شنیدهایم و گاه گفتهایم که “چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید”. روزی پیغامی در یکی از گروههای تلگرامی دریافت کردم که مسابقهای هست و هرکس بخواهد میتواند متنی بنویسد و بفرستد. اول برای…
-
ما ز دریاییم و دریا میرویم. عکس از روزهای پایانی ۹۷. میدونم شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فلان، بیسار، بهمان و … کشورمون خوب نیست. الکی من رو متهم نکن به خوشبینیِ سادهدلانه و سادهلوحانه. تو اصلاً بگو یکی راضی باشه از این وضع زنگ بزن هماهنگ کنیم با هم بریم کتکش بزنیم. اما… یک امای بزرگ سر راه هست و اون اما اینه که “باشه. قبول که اوضاع بده. اگر میخواهی گله کنی، بکن. اگر…
-
خانهی اولی که پدر و مادرم در اصفهان خریدند در کوچهی آقلور سابق و کوچهی شهید هاکوپیان فعلی قرار داشت. پدر و مادرم به این کوچه، “کوچه طاقی” میگویند. علتش هم که مشخص است: به خاطر وجود این خانه در آن کوچه. آن موقع این خانه سکنه داشت، اما الان کافه شده است. خانهی ما دقیقاً خانهی سمت چپ این بنا بود. توضیح دیگر اینکه این محله که در آن زندگی میکردیم از محلههای قدیمی…

