-
به نام او هنوز وقت نکردهام تمام اپیزود «دوباره فکر کن» پادکست بیپلاس را گوش دهم، اما بیشترش را گوش دادم. این اپیزود من را به فکر فرو برد. احتمالاً بعداً خود کتاب را بخرم و بخوانم و باز هم فکر کنم. با خودم به این موارد فکر کردم: من چقدر آدم انعطافپذیری هستم؟ چقدر اجازه میدهم باورهای مرکزیام را کسی زیر سوال ببرد؟ اگر کسی به عقایدم لگد بزند_ و شاید کار به لگد…
-
به نام او سه سال از فوت دائی مهدی گذشت. و هنوز رفتنش برایمان تازه است. چه روزهای تلخی بود. هنر وبلاگنویس، و کلاً هر نویسندهای، شاید در این باشد که یک چیز را بسط بدهد. یک شیرینی؛ یک تلخی یا هر تجربهی دیگر را بگیرد و سفرهاش را پهن کند و بگذارد روبروی مخاطب. اما شاید بهتر باشد در این مورد خیلی مانور ندهم. سه سال پیش پستهایی در این مورد نوشتم که هنوز…
-
به نام پروردگار روزهای سختی را میگذرانم. روزهایی پرفشار، اما خوب، حداقل از نظر من. کارهایی را انجام میدهم که دوست دارم، منتها همان کارها زحمت بسیاری دارند. در آزمون تخصص که در پست قبل در موردش حرف زدم شرکت نکردم. باورم نمیشود که اجرای همین تصمیم در موقعیت کنونیای که تجربه میکنم اینقدر مایهی آرامشم شده باشد. عجیب است. واقعاً عجیب. اینکه فرصتی را کاملاً نادیده بگیرم و به راحتی از آن عبور کنم…