-
محمد روفرشبافآبان ۱۸, ۱۴۰۴
شب نوشت (۱۱۸)
بسم الله بحثهای مختلفی را میتوان گشود که هر یک نیاز به فکر بیشتر دارد و بیش از یک سال از زمانی میگذرد که از فعالیتم در وبلاگ کاسته شد. به بعضیشان اشارهای میکنم: دوست داشتن فرد یا دوست داشتن موقعیت پیش از رفتنم از ایران، با بعضی از چهرههای مطرح داروسازی ایران آشنا شدم. اسامیشان را بیاورم احتمالاً برای حداقل قشری که علوم پزشکی خواندهاند آشناست. برای آشنایی با بعضیشان خودم سماجت به خرج…
-
به نام خدا پریشب چند پسر را با صورت زخمی دیدم. اول تعجب کردم که چه شده. بعد یادم آمد هالووین است. بعضی آدمها لباس و آرایش خاص هالووین دارند و بعضی نه. ازدواج در دههی سوم زندگی نمیدانم چگونه است. اما در دههی چهارم زندگی، جایی که من هستم، آخرین تلاش دایناسور برای منقرض نشدن است. هنوز وقتی بچه میبینم دوست دارم، اما نمیدانم دیگر حال بودن کنار دیگری و بچه را دارم یا…
-
بسم الله الرحمن الرحیم گاهی به این فکر میکنم که باید به زندگیام سرعت ببخشم و در جهت اهدافم سریعتر پیش بروم، اما امروز به این فکر کردم که شاید عکس این کار درست باشد: اینکه زندگی را مزه مزه کنم. بگذارم که زندگی را لمس کنم؛ مثل حس فرو رفتن رطوبت سایندهی ماسههای خیس لب ساحل در میان انگشتان پا، یا مثل حس سر خوردن و بیرون ریختن ماسههای داغ و خشک کویر از…
