-
محمد روفرشبافدی ۱۲, ۱۴۰۳
عروس مرده
به نام خدا چند روز پیش با یکی از دوستان که مدتی دانمارک زندگی کرده بود صحبت کردیم. حرفِ این بود: ما بعضی از نقاطی از اروپا که جاذبهی توریستی دارند و عکسهایشان کارت پستالی است را از نزدیک دیدهایم. مکانهایی که آسمانی آبی با هوای پاک و رنگین کمانی در دوردست دارند و آبی آنقدر زلال که کف رودخانه زیر آن پیداست. جاهایی که چمن سبزِ سبز دارند، نه مثل چمنهای دانشگاه اصفهان گله…
-
محمد روفرشبافدی ۱۰, ۱۴۰۳
شب نوشت (۱۱۰)
به نام خدا در حین تحصیلم در اروپا، دو بار توانستم به ایران بیایم. دفعهی پیش، نوروز امسال، آنقدر کوتاه بود که تا آمدم به خودم بیایم سفرم تمام شده بود و برگشتم. این بار که سفرم طولانیتر شد، کمی فرصت کردم که فکر کنم. هرچند، این بار هم سریع میگذرد و رشتهی افکارم از هم خواهد گسست. سه یا چهار سال پیش بود که فایلی صوتی از علی صاحبی در مورد مهاجرت شنیدم. او…
-
به نام خدا حدود سه چهار ماه در اینجا ننوشتم. این بیشترین وقفهایست که بین نوشتههای من در طول این هفت سال و اندی وبلاگنویسی رخ داد. خواستم بنویسم هفت سال وبلاگنویسی مستمر که دیدم دیگر نمیتوانم صفت مستمر را به وبلاگنویسیام نسبت دهم. من عوض شدهام. آدمهای دور و برم تغییر کردهاند. شهر و کشور محل سکونتم و نگاهم به جهان عوض شده. خود جهان هم عوض شده. سالهای پیش، مخاطبانی داشتم که به…