-
به نام او وقت اندکی دارم. مدتی است دوستان نزدیکم را هفتهای یک بار هم ندیدهام. شرایطی که دارم من را یاد سال کنکور سراسری میاندازد. هرچند، اکنون از زندگیم رضایت نسبی دارم؛ رضایتی که در سالهایی نظیر سال کنکور در مخیلهام هم شاید نمیگنجید. به این فکر افتادم که به وبلاگ سر و شکلی جدید بدهم. از یک سال و نیم پیش به قالب وبلاگ دست نزدهام. شاید برایتان عجیب باشد که برای همین…
-
به نام او بعد از چند هفته شبنوشت، اکنون پیش از نیمهشب مینویسم. زمانی که هوشیارتر هستم. میدانی اکنون برای چه مینویسم؟ و اصلاً چرا مینویسم؟ شاید اگر پستهای سالهای قبلم را میخواندی گفته بودم «برای تمرین نوشتن مینویسم. برای اینکه نگارشم بهتر شود.» و خیلی وقتها از نوشتن لذتی نمیبردم. مدتی هم برای لذت نوشتم. از نظر خودم زلالترین نوشتههایم مربوط به همان موقع است؛ وقتی که سختگیری را در نوشتن کمتر کردم و…
-
به نام پروردگار یاد مصاحبهی آقای شعبانعلی با سه نفر از دوستان متممی افتادم. ایشان در مصاحبه از جامعهی متممی صحبت کردند و از اینکه معیارهایی برای exclusion (معادل فارسیاش را بلد نیستم) باید وجود داشته باشد تا یک جامعه که با هم اشتراکاتی دارند شکل گیرد. این صحبت برایم بهجا و جالب توجه هم بود. در ادامه به این فکر کردم که برای کشورداری شاید باید عکس این روند اتفاق بیفتد: معیارها شاید بهتر…