خویشتن پردازی

حرف حساب

به نام پروردگار

تعدادی از پست‌های سال پیش خودم را خواندم و با پست‌های امسالم مقایسه کردم. در مقایسه با سال پیش، نوشتارم عوض شده. نمی‌گویم که نوشتارم از نظر ادبی افت کرده؛ چیزی که در آن عوض شده معناست؛ چیزی که عوض شده آن حسی است که موقع خواندن مطلب به من دست می‌دهد. من در نوشته‌های امسالم بیشتر ترس می‌بینم تا اشتیاق؛ بیشتر تکرار می‌بینم تا اینکه حرف نویی بزنم. حتی در مواقعی که تلاش کرده‌ام غر نزنم غر زده‌ام، حتی وقتی محسوس نبوده باشد. گویا سال پیش آدمی زنده مطالبی را می‌نوشت و الان مرده‌ی متحرکی پشت لپ‌تاپ نشسته و می‌نویسد و فقط حرف‌های بیهوده می‌زند، مثل پیرزنی غرغرو که در اواخر عمر آنقدر غر می‌زند و از هر چیز ایراد می‌گیرد که شاید با مردنش هم خودش راحت‌ شود و هم دل اطرافیانش شاد شود.

در تلاش نیستم تا نوشتنم را عوض کنم. نوشتن من انعکاسی از آن چیزی است که درون من است. چیزی که باید عوض شود نوشته‌هایم نیست، خود من است.

من نمی‌توانم با این همه تردید، با این همه ترس، با این همه اشتیاقی که سرکوب شده ادامه دهم. من نه می‌توانم به همین صورت به نوشتن ادامه دهم و نه مهم‌تر از آن می‌توانم زندگی سالمی داشته باشم. اکنون موقع تغییر خود من است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا