-
شب نوشت (۶۵)
به نام او همهچیز خواهد گذشت و همهمان خاک خواهیم شد. روزهایی که نگرانشان بودیم به اتمام خواهند رسید و…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۶۴)
به نام او ره میخانه و مسجد کدام است که هر دو بر من مسکین حرام است نه در مسجد گذارندم…
بیشتر بخوانید » -
یادداشت اول مهر_ برای اولین بار در مورد موضوعات روز جامعه
به نام او پیش از آنکه حرفهای اصلیام را بگویم، این نوشته را به نوشتهی قبل بدوزم: در شبنوشت قبل،…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۶۳)
به نام او جدیداً مطالعاتم در باب تاریخ و سیاست و تفکراتم حول این مسائل من را به چند نتیجه…
بیشتر بخوانید » -
شهر من، اصفهان (۲)
به نام او دیشب با یکی از دوستان مصریام که علاقهی زیادی به ایران دارد صحبت میکردم. گفت «از مزایای…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۶۲)
به نام او دو ماه و نیم بسیار سنگینی را پشت سر گذاشتم. حجم کاری که در این مدت زمان…
بیشتر بخوانید » -
پنج_ با چند روز تاخیر
به نام او چهارم شهریور بیست و هشت ساله شدم و ششم شهریور وبلاگنویسی مستمر من پنج ساله شد. امشب…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت
شب نوشت (۶۱)_ دیروز و یک کتاب
به نام او از خیابانی رد شدم که روزی خانهی پدربزرگ و مادربزرگم در آن بود. با خود گفتم بعد…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۶۰)
به نام خدا تغییرات آرام آرام به درون آدم میخزند. در نوتهای گوشیم حدود هزار و اندی نوت دارم. تعدادیشان…
بیشتر بخوانید » -
شب نوشت (۵۹)_ شب عاشورا
بسم رب الحسین مطالبی که در مورد عاشورا خواندهام در یک راستا نبودهاند. سال پیش «لهوف» را خواندم. از منابع…
بیشتر بخوانید »
